طبلها برای که به صدا در می آیند؟

28 10 2007

کاریکاتوری از اکونومیست

طبل جنگ





یک کمدین در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

27 10 2007

استفان کولبر امروز یکی از مشهورترین کمدینهای برنامه های تلویزیونی آمریکاست.او ابتدا در برنامه ی تلویزیونی معروف The Daily Show به شهرت رسید و پس از ترک این برنامه در سال 2005 در شوی تلویزیونی خودش به نام  The Colbert Report به روند موفقیت خود ادامه داد.

گروه  استفن کولبر در فیس بوک اخیرآ این آقا در برنامه ی خودش یک شخصیت خیالی به نام Stephen Tiberius Colbert  خلق کرد و کاندیداتوری این کاراکتر مجازی را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال 2008 آمریکا را رسمآ اعلام کرد.

هر چند این اقدام او ترفندی برای کسب محبوبیت و فروش بیشتر کتابهایش محسوب می شد اما با این بازی او عملآ وارد رقابتهای انتخاباتی شد و سر و صدای زیادی در آمریکا به پا کرد!

با ایجاد یک گروه در شبکه ی اجتماعی فیس بوک  به نام 1,000,000 Strong for Stephen T. Colbert کاربران فیس بوک به این گروه سرازیر شدند و در ظرف ده روز تعداد اعضای این گروه به یک ملیون نفر رسید و به سریعترین گروه فیس بوک از لحاظ رشد تبدیل شد!

در یک نظر سنجی تلفنی صورت گرفته توسط کمپانی نظر سنجیRasmussen Reports استفان کولبر در رقابت با رودی جولیانی(شهردار نیویورک در زمان حملات تروریستی 11 سپتامبر)،نامزد جمهوریخواهان و هیلاری کلینتون نامزد دمکرات، حائز 13 درصد آرا شد که آمار بسیار جالبی است!

هیچ کس تصور نمیکند کولبر رئیس جمهور آینده ی ایالات متحده باشد و خود او هم احتمالآ فکر نمی کرد اعلام این کاندیداتوری مجازی! چنین مورد استقبال آمریکاییان قرار گیرد.باید دید تا چه زمانی می تواند به این بازی ادامه دهد. به نظر نمیرسد خودش از سر و صدایی که به پا کرده ناراضی باشد!





عکاسی از غولهای خیابانی

23 10 2007

جولیا فولرتون باتن (Julia Fullerton-Batten) عکاسی زاده ی برمن آلمان است .او پس از دریافت دیپلم هنرهای زیبا از کالج برکشایر به جهانگردی و عکاسی پرداخت و به سرعت  به یک هنرمند سورئال شناخته شده مبدل شد.

جولیا در مجموعه عکسهایی تحت عنوان داستانهای نوجوانان (Teen Stories image series) انسانها و محیط اطراف را در اندازه های شگفت انگیز در کنار یکدیگر قرار داده و صحنه هایی بدیع خلق کرده است.استفاده از این تکنیک به همراه به کارگیری افراد عادی به جای مدلهای حرفه ای در عکسهایش, جلوه ی بصری آثارش را صد چندان کرده و به هنر شهری و خیابانی (Urban Art & Street Art) معنایی جدید بخشیده.

تعدادی از عکسها را ببینید:

Bike Accident

Bike Accident, 2005

Broken Eggs

Broken Eggs

ادامهٔ مطلب »





همنوایی شبانه ارکستر چوبها

21 10 2007

«همنوایی شبانه ارکستر چوبها» را خواندم و بسیار به دلم نشست. به نظرم یکی از بهترین آثار ادبیات معاصر فارسی است:

«تاریخچه اختراع زن مدرن ایرانی بی شباهت به تاریخچه اختراع اتوموبیل نیست. با این تفاوت که اتومبیل کالسکه ای بود که اول محتوایش عوض شده بود ( یعنی اسب هایش را برداشته به جان آن موتور گذاشته بودند) و بعد کم کم شکلش متناسب محتوا شده بود و زن مدرن ایرانی اول شکلش عوض شده بود و بعد، که به دنبال محتوای مناسبی افتاده بود، کار بیخ پیدا کرده بود.(اختراع زن سنتی هم، که بعدها به همین شیوه صورت گرفت، کارش بیخ کمتری پیدا نکرد). این طور بود که هرکس، به تناسب امکانات و ذائقه ی شخصی، از ذهنیت زن سنتی و مطالبات زن مدرن ترکیبی ساخته بود که دامنه ی تغییراتش گاه، از چادر بود تا مینی ژوپ. می خواست در همه ی تصمیم ها شریک باشد اما همه ی مسئولیت ها را از مردش می خواست. می خواست شخصیتش در نظر دیگران جلوه کند نه جنسیتش اما با جاذبه های زنانه اش به میدان می آمد.
مینی ژوپ می پوشید تا پاهایش را به نمایش بگذارد اما، اگر کسی به او چیزی می گفت، از بی چشم و رویی مردم شکایت می کرد. طالب شرکت پایاپای مرد در امر خانه بود اما در همان حال مردی را که به این اشتراک تن می داد ضعیف و بی شخصیت قلمداد می کرد. خواستار اظهار نظر در مباحث جدی بود اما برای داشتن یک نقطه نظر جدی کوششی نمی کرد.از زندگی زناشوییش ناراضی بود اما نه شهامت جدا شدن داشت نه خیانت. به برابری جنسی و ارضای متقابل اعتقاد داشت اما، وقتی کار به جدایی می کشید به جوانی اش که بی خود و بی جهت پای دیگران حرام شده بود تاسف می خورد.»

صفحه ی 86

همنوایی شبانه ارکستر چوبها

کتاب حکایت حال یک روشنفکر مصیبت زده ی ایرانی است که کوچ وطن گفته و ساکن اتاقی زیر شیروانی در ساختمانی قدیمی در پاریس است که ساکنانش را چند فرانسوی و ایرانی تبعیدی تشکیل می دهند.

«برای من که همه ی عمرم را در نیمکره ی شرقی زمین با ساعت نیمکره ی غربی زندگی کرده بودم, شب که می شد طبقه ی ششم این ساختمان سیاره ی کوچکی بود که تنها ناخدایش من بودم و از این بابت هیچ کس هم شکایتی نداشت.»

صفحه ی 13

در بسیاری از موارد با راوی داستان احساس همذات پنداری کردم.اگر فرصت کتابخوانی دارید پیشنهاد می کنم این کتاب رضا قاسمی را از دست ندهید.

پیوندها:

‹همنوايی شبانه ارکستر چوبها› در ویکی پدیای فارسی (این صفحه را خودم ساختم)

خلاصه داستان ‹همنوايی شبانه ارکستر چوبها› در بی بی سی

‹همنوايی شبانه ارکستر چوبها’، رمانی فراسوی مرزهای واقعيت

گفتگوی رادیو زمانه با رضا قاسمی





برنج رایگان برای گرسنگان دنیا

19 10 2007

امروز با یک سایت فوق العاده برخورد کردم.FreeRice.com سایتی است که با هدف سیر کردن بخشی از گرسنگان دنیا ایجاد شده.با مراجعه به این سایت هم میتونین سواد انگلیسیتون رو بالا ببرید و هم گرسنه ای رو سیر کنید.به این ترتیب که هر بار یک کلمه به همراه چهار گزینه برای شما نمایش داده میشه و باید معادل مناسب آن واژه را از میان گزینه ها انتخاب کنید.با هر پاسخ درست 10 دانه برنج به گرسنگان دنیا اهدا می کنید.با همین روش ساده روزانه 5,000,000 دانه برنج توسط کاربران به فقرا هدیه داده میشه!

برنج رایگان دات کام !





پوتین به خانه ات برگرد

16 10 2007

Putin-go-home

ما انرژی هسته ای لعنتیت را با دریای خزر مبادله نمی کنیم





دنیای آبی

12 10 2007

کرکری می خوانیم!قرمزا کجایین؟

طوطی آبی

طوطی آبی

بیلیارد آبی

بیلیارد آبی

ادامهٔ مطلب »